الشيخ أبو الفتوح الرازي
153
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و مذهب شافعى آن است كه : حكم او درين باب حكم مرد است بعد استتابه چون قبول نكند ( 1 ) بكشند او را و اين قول حسن بصرى است و زهري و در فقها مذهب مالك است و أوزاعى و ليث و احمد حنبل و اسحاق . امّا زنديق كه به ظاهر اسلام گويد ، و در باطن كفر دارد چون مقر آيد به زندقه و آنگه گويد توبه كردم از زندقه بنزديك ما توبهء او قبول نكنند ، و اين مذهب مالك است . و شافعى گفت : توبهاش قبول كنند ، و ابو حنيفه را در او دو قول است : يكى مثل قول مالك ، و يكى : مثل قول شافعى آن كس را كه استتابه بايد كردن چون به توبه خوانند او را ( 2 ) قبول كند و با اسلام آيد و توبه كند و قتل ازو برخيزد بنزديك ما و بنزديك جملهء فقها ، و از شافعى قولى حكايت كردند كه او گفت : قتل از او برنخيزد آن را كه استتابه بايد كردن استتابه او را واجب است بنزديك ما و بنزديك ابو حنيفه آن است كه : استتابه سنّت است او را . و شافعى را در او دو قول است : يكى چون قول ما ، و ديگر مثل قول ابى حنيفه آن جا كه استتابه بايد كردن در اخبار حدّى محدود نيامد . و شافعى [ گفت ] ( 3 ) او را سه بار به اسلام بايد خواندن ، اگر اجابت كند و الَّا قتل كنند اين يك قول است از او ، و اين مذهب ابو حنيفه و احمد و اسحاق است ، و قولى دگر شافعى را آن است كه : او را يك بار استتابه كنند اگر قبول كند ( 4 ) و الَّا بكشند او را . هر كس كه او نماز رها كند و اعتقاد كند كه نبايد كردن و مرتد بود ببايد كشتن او را ، و اگر بكسل و توانى رها كند او فاسق باشد او را وعظ كنند و زجر و نماز فرمايند ، اگر نكند تعزير كنند او را و مذهب ابو حنيفه و مالك آن است كه حبس كنند تا [ او را ] ( 5 ) نماز كند ، و مذهب شافعى آن است كه استتابه كنند او را ، اگر توبه كند و با سر نماز شود رها كنند او را و الَّا بكشند چنان كه مرتد را . مرتد چون بر فطرت اسلام زاده باشد و از آن جا مرتد شود به ارتداد ( 6 ) ملكش از
--> ( 1 ) . اساس : نكنند ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 2 ) . تب ، آج ، لب و . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 4 ) . مر فبحا . ( 5 ) . اساس ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . اساس و ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و فحواى كلام زائد به نظر مىرسد .